بشر شهر را
و شاعران آرمان شهر را آفریدند
که در خواب هم
خواب آن را ندیدند. اول هفته بعد آپ میکنم. منتظر بمونید. بای
بچه ها سلام.
سریع میرم سراغ اصل مطلب.
ببینید من میخوام یه کاری بکنم که از شما کمک میخوام.
دیشب استخاره کردم که بالاخره برم و حرف دلم رو با خودش بزنم جواب استخاره خوب اومد گفت هیچ مشکلی سر راهت نیست. حالا چیکار کنم؟ مطمئن نیستم که باید چی بهش بگم. تو رو خدا کمک کنید مخم داره هنگ میکنه.برای اولین بار نزدیکه که کم بیارم. چیکار کنم؟ هان.......؟؟!!!

دست خون آلود باد .ممنون که به تولد من اومدی. وبلاگم بار دیگر حال و هوای عید دارد. رخت نو بر تن
کنیم. دمی دیگر ملاقات عاشقان است. به دیار دوست شتافتن در دست معشوق چه زیباست. ولی.....
چه زیباست. برای چه زیباست؟ تن خویش بر آب زدم حال و هوایم دیگر است. گفته بودیم یار ما از .....
شعری دگر ندارم . دستم تهی است اما بهر تو دل سرایم. سبد سبد دل و بغل بغل ناز به تو دادیم و از تو
خریدیم. چه گرانبها خریدیم و چه ارزشمند که نگاهت را ز روی ما گریزاندی و فرار را بر قرار ارجح نمودی.
درگیرم من با خود و عاشقم با تو مرا رهایی بخش از دست تو بیا تا تو نباشد باید ما باشیم. دوستت
دارم را هدیه ات فرستادم. به دستت رسید خبری بازم فرست.
که نمیدونن بدونن. دوست داشتم شما هم توی انتظار من شریک باشید. چون امسال شدیدا منتظر یه
تولدت مبارک از یه دوست خوبم هستم. همونی که عاشقش شدم. مگه نگفته بودم مترسک عاشق
شده. یادتون اومد؟ بابا من فقط هیکلم گنده شده. به خدا دلم خیلی نازک تر از اونی هست که فکرش رو
میکنید. هنوز اونقدر جرات نکردم که بهش بگم چقدر دوستش دارم. امام میدونم خودش دیگه تا حالا
فهمیده. بچه ها از این که میبینمش خیلی خوشحالم. از این که ..... خیلی خوش حال هستم. کاش این
احساس های من رو درک کنه. دوستون دارم و دوسش دارم. میخوام شما هم توی خوشحالی من
شریک بشین.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شنیده ام می گویند آدم های متولد بهمن اولین عشقشان را فراموش نمی کنند
فلمی می گوید این را ...
مترسک می خندد ...
به من می خندد انگار ...
من ولی می گویم ...
می گویم ...
...
...
...
...
توی دلم با خودم فکر می کنم اگر چیزی نگویم بهتر است انگار ...!
با خود فکر می کنم ...
فکر می کنم عشقی که نه توی صندوق عقب ماشین جا می شود ...
و نه می شود گذاشتش روی باربند ...
حقش است که آدم یک طناب پوسیده ببندد به گردنش و ...
آویزانش کند به بلند قد ترین مترسک جزیره و از دور ...
بهش سنگ بزند ...
و کلاغ های مهربان هم به پرتاب های تو امتیاز بدهند ...
و عنکبوت ها و حشره های موزی و سنجاقک تشویقت کنند ...!
....
از فکر و خیال می آیم بیرون ...
به خودم می آیم میبنم فلمی و مترسک منتظر جواب من هستند ...
...........
.........
.....
...........
و این نقطه ها همچنان ادامه دارد ....
.........
.....
........

